ترجمه مکاتبات بازرگانی و تجاری  

مرجع تخصصی ترجمه متون تجاری ، و سایر خدمات بازرگانی

اینکوترمز ترجمه شده به فارسی

v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);} Normal 0 MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman";}
      اینکوترمز 2010     اولین ویرایش اینکوترمز توسط اتاق بازرگانی در سال 1936 منتشر شد.پس از آن هر 10 سال یکبار مورد تجدید نظر واقع شد و اصلاحاتب به آن افزوده شد. اینکوترمز 2010 آخرین ویرایش معتبر این متن می باشد. دلیل اصلی اصلاحات متن اینکوترمز این بوده است که متن جاری آن با روش های تجاری هم زبان باشد. در سال 1980 اصطلاح FCA مطرح شد زیرا نقطه دریافت کالا در حمل دریایی دیگر نرده کشتی ( مطابق FOB )نبود، بلکه نقطه ای روی زمین قبل از بارگیری به کشتی بود،جایی که کالا در کانتینر نگهداری می شد تا بعداً بوسیله روش حمل دریایی یا سایر روشهای دیگر و حمل و نقل ترکیبی منتقل شود. در سال 1990 موادی که تعهد فروشنده برای ارائه سند دال بر تحویل کالا را از وضعیت کتبی ( کاغذی ) به پیام های الکترونیکی (EDI) تبدیل می کرد باعث شد طرفین در ویرایش جدید اینکوترمز روی تبادل الکترونیکی اسناد توافق کنند. در سال 2000 اصلاحات مهمی در موارد زیر صورت گرفت: ترخیص کالا در اصطلاح FASبعهده فروشنده گذاشته شد که قبلا به عهده خریدار بود.تعهد فروشنده برای بارگیری کالا به وسیله نقلیه تعیین شده از سوی خریدار در مبدا حمل و تعهد خریدار برای دریافت کالا از وسیله نقلیه تخلیه شده در مقصد حمل توسط خریدار در اصطلاح FCAصراحت پیدا کرد. ترخیص کالا در اصطلاح DEQ در گمرک ورودی به عهده خریدار گذاشته شد که قبلا  بر عهده فروشنده بود. در تمامی این مقاطع، تلاش اصلی این بود که متن اینکوترمز روش متداول و جاری تجاری را شامل شده باشد.   اصطلاح جدید (Delivered  At Place)DAP از تلفیق اصطلاحات کمتر متداول، DEQ، DDU، DAF، DES درست شده است که با یگدیگر هم پوشانی زیادی داشتند. در اصطلاح DAP تحویل با در اختیار قرار دادن کالا تحقق می یابد یعنی کالا در اختیار وسیله نقلیه ای که خریدار مشخص کرده قرار داده می شود و نه اینکه در محلی در مقصد حمل تخلیه شود. فروشنده تمامی هزینه ها و ریسک را تا رساندن کالا به نقطه مشخص شده به عهده دارد. این اصطلاح هم برای فروش داخلی و هم فروش بین المللی کاربرد دارد.   گروه بندی : در اینکوترمز 2010 گروه بندی خاصی صورت گرفته به نحوی که اصطلاحات مورد استفاده در حمل دریایی و غیر دریایی از هم تفکیک شده اند. اصطلاحاتی که در هر نوع از شیوه حمل کاربرد دارند عبارتند از: EXW-DAP-CIP-CPT-FCA-DDP اصطلاحاتی که فقط در حمل ونقل دریایی کاربرد دارند عبارتند از: FAS-CIF-CFR-FOB-DEQ   اصلاحات صورت گرفته در اینکوترمز 2000 حذف چهار ترم قدیمی و اضافه شدن دو ترم جدید دسته بندی کلیه ترم ها در دو گروه بجای چهار گروه ترمهای حذف شده DAF-DES-DEQ-DDU این ترمها بدلیل سطوح قابل ملاحظه ای از همپوشانی که داشتند حذف شده اند. ترمهای اضافه شده DAT-DAP اینکوترمز 2010 از اول ژانویه 2011مورد اجرا قرار خواهد گرفت.   DAT ممکن است برای همه نوع شیوه های حمل و نقل مورد استفاده قرار بگیرد.فروشنده کالا را زمانی تحویل  می دهد که کالاها در ترمینال مشخص شده ی قبلی از وسیله حمل پایین گذاشته و در اختیار خریدار قرار داده شود.ترمینال ممکن هر جایی شامل اسکله،انبار،محوطه های کانتینرجاده ای ،راه اهن یا حمل هوایی باشد.دو طرف معامله باید در مورد ترمینال و در صورت امکان نقطه مشخصی در آن ترمینال که در آن کلیه ریسک ها از فروشنده به خریدار منتقل شود توافق داشته باشند.اگر  در نظر باشد که فروشنده کلیه هزینه ها و مسئولیتها را از ترمینال تا نقطه دیگر به عهده ، بگیرد ممکن است DAP یا DDP درخواست شود.فروشنده مسئول کلیه هزینه های و خطرات انتقال کالا  به نقطه اشاره شده در قرارداد می باشد.فروشنده باید تضمین کند که قرارداد حمل انعکاس دهنده قرارداد فروش است.فروشنده مسئول همه رویه های مربوط به صدور کالا (مانند مجوز صادرات و .. ) می باشد.وارد کننده مسئول موارد زیر است:1) اظهار کالا برای واردات2)انجام  تشریفات ترخیص3)پرداخت حقوق گمرکی   اگر دو طرف متمایل باشند که فروشنده هزینه ها و ریسک های انتقال کالااز ترمینال تا نقطه  دیگر را بر عهده گیرد باید از ترمهایDAPیاDATاستفاده شود.   DAP ·         این ترم ممکن است برای همه موارد حمل به کار گرفته شود. ·     فروشنده موقعی کالا را تحویل داده است که کالا در  محل تعیین شده در دسترس فروشنده  و اماده ی پایین گذاری (تخلیه ) از وسیله حمل باشد. ·     از دو طرف معامله خواسته می شود تا انجایی که ممکن است نقطه ای را در مکان توافق شده تعیین کنند.زیرا در این نقطه ریسک از فروشنده به خریدار منتقل می شود. ·         اگر فروشنده مسئول ترخیص کالا و پرداخت حقوق گمرکی و... باشد بایداستفاده از ترم DDP مد نظر قرار گیرد. ·         مسئولیتها و ریسکهای تحویل کالا تا مکان تعیین شده  بر عهده فروشنده است. ·         به فروشنده توصیه می شود تا قراردادهای حمل متناسب با قرارداد فروش ببندد. ·         فروشنده مسئول اظهار کالا برای صادرات می باشد. ·         چنانچه فروشنده بدون توافق قبلی متحمل هزینه های تخلیه بار ،شود حق بازیابی انها را از خریدار نخواهد داشت ·         وارد کننده در موارد زیر مسئول است: ·         1)ترخیص کالا ·         2)پرداخت هر گونه عوارض گمرکی   اینکوترمز 2000 با تقسیم بندی 4 گانه اصطلاحات 13 گانه در گروه های E، F، C، D : E EXW F FAS, FCA, FOB C CFR, CIF, CPT, CIP DAF, DES, DEQ, DDU, DDP اینک جای خود را به تقسیم بندی دو گانه در اینکوترمز 2010 داده است: هر نوع روش حمل: EXW, FCA, CPT, CIP, DAT, DAP, DDP روش حمل دریایی: FAS, FOB, CFR, CIF با توجه به تغییرات فوق مشخص می شود که اصطلاحات DAP و DAT جایگزین اصطلاحات DDU، DEQ، DES، DAF در اینکوترمز 2000 شده اند. شاید مهمترین دلیل تغییر دسته بندی در اصطلاحات اینکوترمز را می توان عدم توجه خریداران و فروشندگان به استفاده مناسب از اصطلاحات حمل دریایی و درج آن در کلیه قراردادهای خود اعم از حمل دریایی و حمل با روش های مختلف از جمله حمل ترکیبی یا مرکب ذکر کرد.     EXW : تحویل در محل کار (... محل نامبرده شده یا آدرس فروشنده)   تحویل در محل کار بدین معنی  است که تحویل کالا توسط فروشنده زمانی انجام می پذیرد که کالا را در محل خود یا جای تعیین شده دیگری (محل کار، کارخانه، انبار و غیره) بدون انجام ترخیص کالا جهت صادرات و بدون بارگیری روی وسیله حمل مربوطه، در اختیار خریدار قرار می دهد. بنابراین، این اصطلاح دارای حداقل تعهدات برای فروشنده می باشد و خریدار باید تمام هزینه ها و مخاطرات بردن کالا از محل فروشنده را تقبل نماید. در هر صورت اگر طرفین قرارداد بخواهند که فروشنده مسئول بارگیری کالا جهت حمل و حرکت باشد و مسئولیت ها و همه هزینه های بارگیری را تقبل نماید، این موضوع می باید از طریق اضافه نمودن عبارت واضحی با همین مفهوم در قرارداد فروش، مشخص گردد. این اصطلاح نباید هنگامی که خریدار قادر به انجام مستقیم یا غیرمستقیم تشریفات گمرکی نمی باشد، به کار برده شود. در چنین مواردی باید، اصطلاح  FCA به کار برده شود، مشروط به اینکه فروشنده توافق نماید که بارگیری را با مسئولیت و هزینه خود انجام خواهد داد.       FCA : تحویل به حمل کننده (... در محل نام برده شده)   تحویل به حمل کننده به این معنی است که فروشنده کالا را ترخیص شده جهت صادرات، در محل نامبرده شده به حمل کننده ای که توسط خریدار تعیین شده تحویل می نماید. باید توجه شود که محل انتخاب شده جهت تحویل در مسئولیت های بارگیری و تخلیه کالا (در آن محل) تاثیر دارد. اگر تحویل در محل (ساختمان) فروشنده  انجام شود، فروشنده مسئول بارگیری است. اگر تحویل در محل دیگری انجام شود، فروشنده مسئول تخلیه نمی باشد. این اصطلاح را می توان بدون توجه به نوع یا شیوه حمل، از جمله حمل مرکب، به کار برد. حمل کننده عبارت است از هر شخصی که در قرارداد حمل انجام حمل یا تدارک انجام حمل از طریق راه آهن، جاده، هوا، دریا، آبراه داخلی یا ترکیبی از این طرق را به عهده می گیرد. اگر خریدار شخص دیگری را غیر از حمل کننده جهت دریافت کالا تعیین نماید، زمانی که کالا به آن فرد تحویل شود، مسئولیت فروشنده در قبال تحویل کالا انجام شده تلقی می گردد.       FAS : تحویل در کنار کشتی (... بندر بارگیری نامبرده شده)   تحویل درکنار کشتی به این معنی است که تحویل کالا توسط فروشنده، زمانی انجام می شود   که کالا در کنار کشتی در بندر بارگیری نامبرده قرار می گیرد. یعنی خریدار مجبور است که همه هزینه ها و مسئولیت های مفقود شدن یا خسارت دیدن کالا را از آن لحظه متقبل شود. اصطلاح  تحویل در کنار کشتی فروشنده را ملزم به ترخیص کالا جهت صادرات می نماید. این بر خلاف نسخه های قبلی اینکوترمز می باشد که در آنها خریدار را ملزم به تدارک ترخیص جهت صادرات می نمود. با وجود این، اگر طرفین بخواهند که خریدار کالا را جهت صادرات ترخیص نماید، این موضوع باید با اضافه نمودن عبارات واضحی با همین مفهوم  در قرارداد فروش، مشخص گردد. این اصطلاح را می توان فقط برای حمل دریایی یا حمل از طریق آبراه داخلی به کار برد.       FOB : تحویل روی کشتی (... بندر بارگیری یا حمل نامبرده شده)   تحویل روی کشتی به این معنی است که تحویل کالا توسط فروشنده زمانی انجام می پذیرد که کالا از لبه(نرده)  کشتی در بندر بارگیری نامبرده بگذرد. یعنی خریدار مجبور است که همه هزینه ها و مسئولیت های مفقود شدن یا خسارت دیدن کالا را از آن نقطه متقبل شود. اصطلاح FOB فروشنده را ملزم به ترخیص کالا جهت صادرات می نماید. این اصطلاح را می توان فقط برای حمل دریایی یا حمل از طریق آبراه داخلی به کار برد. اگر طرفین قرارداد قصد ندارند که تحویل کالا از روی لبه (نرده) کشتی صورت پذیرد، باید اصطلاح FCA به کار برده شود.       CFR : هزینه و کرایه حمل (... بندر مقصد نامبرده شده )   هزینه و کرایه حمل به این معنی است که تحویل کالا توسط فروشنده زمانی انجام می شود که کالا از لبه(نرده) کشتی در بندر حمل(بارگیری) بگذرد. فروشنده باید هزینه ها و کرایه حمل لازم جهت آوردن کالا به بندر مقصد نامبرده را بپردازد، اما مسئولیت مفقود شدن یا خسارت دیدن کالا، همچنین هر هزینه اضافی به علت وقایع حادث پس از زمان تحویل(موقع برگشت کالا از لبه کشتی)، از فروشنده به خریدار انتقال می یابد. اصطلاح CFR فروشنده را ملزم به ترخیص کالا جهت صادرات می نماید. این اصطلاح را می توان فقط برای حمل دریایی یا حمل از طریق آبراه داخلی به کار برد. اگر طرفین قرارداد قصد ندارند که تحویل کالا از روی لبه (نرده) کشتی صورت پذیرد، باید اصطلاح CPT به کار برده شود.     CIF : هزینه، بیمه و کرایه حمل (... بندر مقصد نامبرده شده)   هزینه، بیمه و کرایه حمل با این معنی است که تحویل کالا توسط فروشنده زمانی انجام می شود که کالا از لبه(نرده) کشتی در بندر حمل (بارگیری) بگذرد. فروشنده باید هزینه ها و کرایه حمل لازم جهت آوردن کالا به بندر مقصد نامبرده را بپردازد، اما مسئولیت مفقود شدن یا خسارت دیدن کالا، همچنین هر هزینه اضافی به علت وقایع حادث پس از زمان تحویل (موقع گذشتن کالا از لبه کشتی) از فروشنده به خریدار انتقال می یابد. به هر حال، در اصطلاح CIF فروشنده همچنین می باید بیمه نامه دریایی تهیه و خریدار را در مقابل خطرات مفقود شدن یا صدمه دیدن کالا در حین حمل بیمه نماید. در نتیجه فروشنده قرارداد بیمه را منعقد و حق بیمه را می پردازد. خریدار باید توجه داشته باشد که در اصطلاح CIF فروشنده فقط ملزم به تهیه حداقل پوشش بیمه می باشد. اگر خریدار بخواهد که از حمایت پوشش بیمه بیشتری برخوردار باشد، یا باید صراحتا با فروشنده تا حد لازم (پوشش بیمه) به توافق برسد یا خود مبادرت به فراهم آوردن بیمه اضافی نماید. اصطلاح CIF فروشنده را ملزم به ترخیص کالا جهت صادرات می نماید . این اصطلاح را می توان فقط برای حمل دریایی یا حمل از طریق آبراه داخلی به کار برد. اگر طرفین قرارداد قصد ندارند که تحویل کالا از روی لبه(نرده) کشتی صورت پذیرد، باید اصطلاح CIP به کار برده شود.     CPT : کرایه حمل پرداخت شده تا (... محل مقصد نامبرده شده)   کرایه حمل پرداخت شده تا... به این معنی است که فروشنده کالا را به حمل کننده ای که خود او را تعیین نموده، تحویل می نماید، ولی فروشنده می باید علاوه بر این هزینه حمل لازم جهت آوردن کالا به مقصد نامبرده را بپردازد.یعنی اینکه خریدار همه مسئولیت ها و هر هزینه دیگری که پس از تحویل کالا(به شرح فوق) حادث شود را تقبل می نماید. حمل کننده عبارت است از هر شخصی که در قرارداد حمل، انجام حمل یا تدارک انجام حمل از طریق راه آهن، جاده، هوا، دریا، آبراه داخلی یا ترکیبی از این طرق را به عهده می گیرد. اگر بعدا حمل کنندگانی جهت حمل(کالا) به مقصد مورد توافق به کار گرفته شوند، مسئولیت فروشنده زمانی که کالا به اولین حمل کننده تحویل داده شد، (به خریدار) انتقال می یابد. اصطلاح CPT فروشنده را ملزم به ترخیص کالا جهت صادرات می نماید. این اصطلاح را می توان بدون توجه به نوع یا شیوه حمل، از جمله حمل مرکب، به کار برد.     CIP : کرایه حمل و بیمه پرداخت شده تا (... محل مقصد نامبرده شده)   کرایه حمل و بیمه پرداخت شده تا... به این معنی است که فروشنده کالا را به حمل کننده ای که خود او تعیین نموده، تحویل می نماید، ولی فروشنده می باید علاوه بر این، هزینه حمل لازم جهت آوردن کالا به مقصد نامبرده را بپردازد. یعنی اینکه خریدار همه مسئولیت ها و هر هزینه دیگری که پس از تحویل کالا(به شرح فوق) حادث شود را تقبل می نماید. با وجود این در اصطلاح CIP فروشنده همچنین می باید بیمه نامه ای تهیه و خریدار را در مقابل  خطرات مفقود شدن یا صدمه دیدن کالا در حین حمل بیمه نماید. در نتیجه فروشنده قرارداد بیمه را منعقد و حق بیمه را می پردازد. خریدار باید توجه داشته باشد که در اصطلاح CIP فروشنده فقط ملزم به تهیه حداقل پوشش بیمه می باشد. اگر خریدار بخواهد که از حمایت پوشش بیمه بیشتری برخودار باشد، یا می باید صراحتا با فروشنده تا حد لازم (پوشش بیمه) به توافق برسد یا خود مبادرت به فراهم نمودن بیمه اضافی نماید. حمل کننده عبارت است از هر شخصی که در قرارداد حمل یا انجام حمل یا تدارک انجام حمل از طریق راه آهن، جاده، هوا، دریا، آبراه داخلی یا ترکیبی از این طرق را به عهده می گیرد. اگر متعاقبا حمل کنندگانی جهت حمل(کالا) به مقصد مورد توافق به کار گرفته شوند، مسئولیت فروشنده زمانی که کالا به اولین حمل کننده تحویل داده شد، (به خریدار) انتقال می یابد. اصطلاح CIP فروشنده را ملزم به ترخیص کالا جهت صادرات می نماید. این اصطلاح را می توان بدون توجه به نوع یا شیوه حمل، از جمله حمل مرکب، به کار برد.       DAF : تحویل در مرز (... محل نامبرده شده)   تحویل در مرز به این معنی است که تحویل کالا توسط فروشنده زمانی انجام می پذیرد که کالا روی وسیله حمل آورنده کالا، تخلیه نشده،  جهت صادرات ترخیص شده در مرز، ولی قبل از مرز گمرک کشور مجاور، در اختیار خریدار قرار گیرد. اصطلاح مرز می تواند برای هر مرزی از جمله مرز کشور صادر کننده به کار برده شود. بنابراین این موضوع از اهمیت خیلی زیادی برخوردار است که مرز موردنظر همیشه با ذکر نقطه و محل دقیقا در اصطلاح مشخص گردد. با وجود این اگر طرفین قرارداد بخواهند که فروشنده مسئول تخلیه کالا از وسیله حمل آورنده آن باشد و مسئولیت ها و هزینه های تخلیه را تقبل نماید، این مطلب باید از طریق اضافه نمودن کلمات واضح و دارای همین مفهوم، در قرارداد فروش تصریح گردد. این اصطلاح را می توان بدون توجه به نوع وسیله حمل موقعی که قرار است کالا در مرز زمینی تحویل گردد، به کار برد. زمانی که قرار است تحویل در بندر مقصد، روی کشتی یا در اسکله(بارانداز) صورت پذیرد، باید اصطلاح DES یا DEQ به کار برده شود.       DES : تحویل در کشتی (... بندر مقصد نامبرده شده)     تحویل در کشتی به این معنی است که فروشنده تحویل کالا را وقتی انجام می دهد که کالا روی کشتی بدون انجام ترخیص جهت واردات در بندر مقصد نامبرده در اختیار خریدار قرار گیرد. فروشنده می باید همه هزینه ها و مسئولیت های مربوط به آوردن کالا به بندر مقصد نامبرده را تا قیل از تخلیه متقبل شود. اگر طرفین قرارداد بخواهند که فروشنده هزینه ها و مسئولیت های تخلیه کالا را به عهده بگیرد، آن ن وقت باید اصطلاح DEQ به کار برده شود. این اصطلاح فقط موقعی به کار برده می شود که قرار است (کالا) از طریق دریا یا آبراه داخلی یا حمل مرکب، روی کشتی، روی کشتی در بندر مقصد تحویل گردد.       DEQ : تحویل در اسکله (... در بندر مقصد نامبرده شده)   تحویل در اسکله به این معنی است که فروشنده تحویل کالا را وقتی انجام می دهد که کالا بدون انجام ترخیص جهت واردات روی اسکله (بارانداز) در بندر مقصد نامبرده در اختیار خریدار قرار گیرد. فروشنده می باید  همه هزینه ها ومسئولیت های مربوط به آوردن  کالا به بندر مقصد  نامبرده و تخلیه کالا روی اسکله (بارانداز) را تقبل نماید. اصطلاح DEQ خریدار را ملزم می نماید که کالا را جهت واردات ترخیص نموده و همه مبالغ مربوط به تشریفات(گمرکی)، عوارض، مالیات ها و سایر هزینه های واردات کالا را بپردازد. این برخلاف نسخه های قبلی اینکوترمز می باشد که در آنها فروشنده راملزم به تدارک ترخیص جهت واردات می نمود. اگر طرفین قرارداد بخواهند که همه هزینه ها یا مقداری از هزینه های قابل پرداخت در زمان ورود کالا را در تعهدات فروشنده منظور نمایند، این مطلب باید با اضافه نمودن کلمات صریح دارای همین مفهوم در قرارداد فروش به طور واضح ذکر گردد. این اصطلاح فقط موقعی می تواند به کار برده شود که قرار است کالا از طریق دریا یا آبراه داخلی یا حمل مرکب و از کشتی در اسکله(بارانداز) بندر مقصد تخلیه گردد. با وجود این اگر طرفین قرارداد بخواهند که مسئولیت ها و هزینه های جابجایی کالا از اسکله به محل دیگر (انبار، پایانه، ایستگاه حمل و غیره) در بندر یا خارج از بندر را در تعهدات فروشنده بگنجانند، باید اصطلاح DDU یا DDP به کار برده شود.        DDU :تحویل حقوق و عوارض گمرکی پرداخت نشده(... محل مقصدنامبرده شده)   تحویل عوارض گمرکی پرداخت نشده به این معنی است که فروشنده کالا را برای واردات ترخیص نشده و از وسیله نقلیه آورنده کالا تخلیه نشده در محل مقصد نامبرده به خریدار تحویل می دهد. فروشنده می باید هزینه ها و مسئولیت های مربوط به آوردن کالا تا آنجا، به غیراز هزینه های  هرگونه حقوق و عوارض قابل اعمال(که این اصطلاح مشمول مسئولیت آن می شود و مخاطرات مربوط  به انجام تشریفات گمرکی و پرداخت تشریفات گمرکی، عوارض گمرکی، مالیت ها و هزینه های دیگر) جهت واردات(کالا) به کشور مقصد را تقبل کند. این حقوق و عوارض و همچنین هزینه ها و مخاطرات ناشی از قصور خریدار در ترخیص به موقع کالا جهت واردات باید توسط خریدار تقبل شود. با وجود این، اگر طرفین قرارداد بخواهند که فروشنده تشریفات گمرکی را انجام دهد و هزینه ها و مسئولیت های ناشی از آن و همچنین بعضی از هزینه های قابل پرداخت مربوط به واردات کالا را تقبل نماید، این مطلب می باید با اضافه نمودن کلمات صریح دارای همین مفهوم در قرارداد فروش به طور واضح ذکر گردد. این اصطلاح را می توان بدون توجه به نوع حمل به کار برد اما زمانی که قرار است تحویل در بندر مقصد روی کشتی یا دراسکله(بارانداز)  انجام پذیرد، باید اصطلاح DES یا DEQ به کار برده شود.   DDP :تحویل حقوق و عوارض گمرکی پرداخت شده (... محل مقصدنامبرده شده)   تحویل عوارض پرداخت شده به این معنی است که فروشنده کالا را برای واردات ترخیص شده و از وسیله نقلیه آورنده کالا تخلیه نشده در محل مقصد به خریدار تحویل می دهد. فروشنده می باید هزینه ها و مسئولیت های مربوط به آوردن کالا تا آنجا، از جمله هزینه های هرگونه حقوق و عوارض قابل اعمال (که این اصطلاح مشمول مسئولیت آن می شد و مخاطرات مربوط به تشریفات گمرکی و پرداخت تشریفات گمرکی، عوارض گمرکی، مالیت ها و هزینه های دیگر) جهت واردات(کالا) به کشور مقصد را تقبل نماید. در حالی که اصطلاح EXW دلات بر حداقل تعهدات برای فروشنده دارد، اصطلاح DDP دلالت بر حداکثر تعهدات برای فروشنده دارد. اگر فروشنده به صورت مستقیم یا غیر مستقیم قادر به گرفتن مجوز واردات نمی باشد، این اصطلاح نباید به کار برده  شود . با وجود این اگر طرفین قرارداد بخواهند بعضی از هزینه های قابل پرداخت جهت واردات کالا (ماننده مالیات ارزش افزوده یا VAT) را از تعهدات فروشنده مستثنی کنند، این مطلب باید با اضافه نمودن کلمات صریح دارای همین مفهوم در قرارداد فروش به طور واضح ذکر گردد. اگر طرفین قرارداد بخواهند که خریدار همه هزینه ها و مسئولیت های واردات را تقبل نماید، باید اصطلاح DDU به کار برده شود. این اصطلاح را می توان بدون توجه به نوع حمل به کار برد اما زمانی که قرار است تحویل در بندر مقصد روی کشتی یا در اسکله(بارانداز) انجام پذیرد، باید اصطلاح DES یا DEQ به کار برده شود.   اینکو ترمز یک کلمه مرکب است که از ترکیب سه کلمه انگلیسی (International Commercial Terms) به معنی اصطلاحات بین المللی بازرگانی تشکیل شده است و به صورت گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرد.این اصطلاحات برای تفکیک هزینه ها و مسئولیتها بین فروشنده و خریدار استفاده می شود. اینکو ترمز به مسائل مرتبط با حمل کالا از فروشنده به خریدار پاسخ می دهد.مسائلی شامل حمل کالاها ، ترخیص کالاها ، واردات و صادرات کالاها ، اینکه چه کسی مسئول پرداخت می باشد و اینکه ریسک جابجایی و انتقال کالا در مراحل مختلف حمل بر عهده چه کسی می باشد. اصطلاحات مختلف اینکوترمز(Incoterms) معمولأ با ذکر مکانهای جغرافیایی مورد استفاده قرار می گیرد نه عناوین مرتبط با جابجایی. اینکو ترمز توسط اطاق بازرگانی بین المللی Internationa Chamber Of Commerce تهیه و تدوین شده است. اینکوترمز به چهار گروه زیر با اصطلاحات وابسته به هر گروه تقسیم شده است. گروه E - تحویل کالا در نقطه عزیمت در مبدأ: EXW : مخفف اصطلاح Ex Works تعریف : تحویل کالا در نقطه عزیمت در مبدأ ( محل کار). گروه F – تحویل کالا به خریدار بدون پرداخت کرایه حمل در مبدأ : FCA : مخفف اصطلاح Free Carrier تعریف : تحویل کالا به حمل کننده در مبدأ ( تحویل کالا داخل کامیون ، ریل و هواپیما) . با توجه به اینکه محل تحویل کشور خریدار باشد ، بارگیری با خریدار است و نقطه ریسک می باشد. هزینه حمل و بیمه با خریدار است. عقد قرارداد حمل و بیمه با خریدار (نه الزاما).     FAS : مخفف اصطلاح Free Alongside Ship تعریف : تحویل کالا در کنار کشتی در مبدأ. محل خاتمه ریسک فروشنده کنار کشتی در بندر است. هزینه حمل و بیمه با خریدار است. عقد قرارداد حمل و بیمه و بازرسی با خریدار است. ·           FOB : مخفف اصطلاح Free On Board تعریف : تحویل کالا در عرشه کشتی در مبدأ. فروشنده وقتی کالا را از روی نرده کشتی عبور داد ریسک خود را خاتمه داده است. هزینه حمل و بیمه با خریدار است. عقد قرارداد حمل از بندر تحویل و بیمه و بازرسی با خریدار است. گروه C - تحویل کالا در مبدأ به خریداربا پرداخت کرایه حمل : CFR : مخفف اصطلاح Cost and Freight تعریف : ارزش و کرایه حمل تا مقصد . C&F سابق است ولی مخصوص حمل دریایی .کالا وقتی از روی نرده کشتی عبور می‌کند (بارگیری می‌شود) مسئولیت فروشنده خاتمه میابد .هزینه بیمه با خریدار است .هزینه حمل با فروشنده است .عقد قرارداد بیمه با خریدار است .و عقد قرارداد حمل با فروشنده . ·           CIF : مخفف اصطلاح Cost, Insurance and Freight تعریف : ارزش ، بیمه و کرایه حمل تا مقصد. مخصوص حمل دریایی می باشد. کالا وقتی از روی نرده کشتی بارگیری می‌شود مسئولیت فروشنده خاتمه میابد. هزینه حمل و بیمه با فروشنده است. عقد قرارداد حمل و بیمه با فروشنده است. ·           CPT : مخفف اصطلاح Carriage Paid To تعریف : تحویل با پرداخت کرایه حمل تا مقصد. حمل مرکب ولی بیشتر برای طرق زمینی یا هوایی استفاده می شود. ریسک و مسئولیت فروشنده زمانی که کالا را تحویل اولین حمل کننده می‌دهد خاتمه میابد. هزینه حمل با فروشنده تا نقطه معین طبق قرارداد. هزینه بیمه خریدار. عقد قرارداد بازرسی با خریدار است. ·           CIP : مخفف اصطلاح Carriage and Insurance Paid to تعریف : تحویل با پرداخت کرایه حمل و بیمه تا مقصد. روش حمل مرکب می باشد. ریسک و مسئولیت فروشنده زمانی که کالا را به نقطه توافق شده می رساند خاتمه میابد. هزینه بیمه و حمل با فروشنده است. عقد قرارداد بیمه و حمل با فروشنده است. عقد قرارداد بازرسی با خریدار است.   گروه D - تحویل کالا در مقصد : DAF : مخفف اصطلاح Delivered At Frontier تعریف : تحویل در مرز ( مرز تعیین شده ). ·           DES : مخفف اصطلاح Delivered Ex Ship تعریف : تحویل در عرشه کشتی ( در مقصد ). ·           DEQ : مخفف اصطلاح Delivered Ex Quay تعریف : تحویل در اسکله ( در مقصد ). ·           DDU : مخفف اصطلاح Delivered Duty Unpaid تعریف : تحویل در مقصد بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی. ·           DDP : مخفف اصطلاح Delivered Duty Paid تعریف : تحویل در مقصد با پرداخت حقوق و عوارض گمرکی.    
+ نوشته شده در  90/09/29ساعت   توسط ویدا رسول زاده   |